عید نوروز 1394
سلام گل های مامانی
امسال شما دو تا گلم وارد سال دوم زندگی شدین
خیلی سعی کردم که سر سال تحویل
بیدار باشین ولی چون ساعت 2.30 نصفه شب بود
خواب بودین ،سر شبش با هم رفتیم بیرون
ما تقریبا یک شب در میون شب ها
با باباتون میریم بیرون و البته بیشتر اوقات
شام هم میخوریم،شب عیدم رفتیم
رفتیم شیرینی و آجیل خریدیم
شما دو تا تو کالسکه خوشگلتون بودین
و ما هم پیاده و بعدش رفتیم کباب سلطان
اونجا دیگه انقدر ما می ریم شما دو تا
رو می شناسن بهتون هدیه دادن
شام رو خوردیم اومدیم خونه
بعدش حدود ساعت 12 شب بود که بردمتون حمام
کلی گریه کردین مخصوصا تو پرینازم
اصلا از حمام خوشت نمیاد از اول
تا آخر حمام به شدت گریه می کنی
خلاصه سر سال تحویل شماها خواب بودین
حالا به هر حال امیدوارم جیگرای نازم
سال خوبی داشته باشین با سلامتی کامل
بازم مثل همیشه میگم خیلی خیلی دوستتون دارم
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس


عید نوروز 1394 
